خدا
این یعنی:
هنوز نرسیده ایم...
![]()
![]()
![]()
این یعنی:
هنوز نرسیده ایم...
![]()
![]()
![]()
پیش که صبح بر درد شقهٔ چتر عنبری
خیز مگر به برق می برقع صبح بر دری
پیش که غمزه زن شود چشم ستارهٔ سحر
بر صدف فلک رسان خندهٔ جام گوهری
برکش میخ غم ز دل پیش که صبح برکشد
این خشن هزار میخ از سر چرخ چنبری
ساخت فرو کند ز اسب، آینه بندد آسمان
صبح قبا زره زند، ابر کند زرهگری
زآنکه برهنگی بود زیور تیغ صبح فش
صبح برهنه میکند بر تن چرخ زیوری
گاه چو حال عاشقان صبح کند ملونی
گه چو حلی دلبران مرغ کند نواگری
چون به صبوح بلبله قهقهه کرد و خندهنی
خنده کند نه قهقهه، صبح چو نوگل طری
روز به روزت از فلک نزل دو صبح میرسد
صبح سه گردد ار به کف جام صبوحی آوری
نوبر صبح یک دم است، اینت شگرف اگر دهی
داد دمی که میدهد صبحدمت به نوبری
فرض صبوح عید را کز تو به خواب فوت شد
صدره اگر قضا کنی تا ز صبوح نشمری
نیست ز نامده خبر وز دم رفته حاصلی
حاصل وقت را نگر تا دم رفته ننگری
عمر پلی است رخنهسر، حادثه سیل پل شکن
کوش که نارسیده سیل، از پل رخنه بگذری
آنکه غم جهان خورد، کی ز حیات برخورد
پس تو غم جهان مخور، تا ز حیات برخوری
آهوکا! سگ توام می خور و گرگ مست شو
خواب پلنگ نه ز سر گرچه پلنگ گوهری
برگ می صبوح کن، سرکه فروختن که چه
گرچه ز خواب جستهای خوش ترش و گران سری
خواب تو مینشاندم بر سر آتش هوس
کان همه مشک بر سرت وین همه مغز را تری
شو به گلاب اشک من خواب جهان ز عبهرت
تا به دو لاله درکشی جام گلاب عبهری
هم به گلاب لعل بر، درد سرم که از فلک
با همه درد دل مرا درد سری است بر سری
برق تویی و بید من، سوختهٔ توام کنون
سوخته بید خواه اگر رواق عید پروری
رقص کنان نگر خره لعل غبب چو روی تو
طوق کشان سرودمش چون خطت از معنبری
بر غبب و دم خزه خیز و رکاب باده ده
چون دمش از مطوقی چون غببش ز احمری
منتظری که از فلک خوانچهٔ زر برآیدت
خوانچه کن و چمانهکش خوانچهٔ زر چه میبری
جز جگری نخوردهای بر سر خوانچهٔ زر برآیدت
عمر تو میخورد تو هم در غم خوانچهٔ زری
کردهٔ چرخ جو به جو دیده و آزمودهای
کرده به جور جو جوت هم به جوال او دری
در ده از آن چکیده خون ز آبلهٔ تن رزان
کبلهٔ رخ فلک، برد عروس خاوری
از پس زر اختران کامده بر محک شب
رفت سیاهی از محک، ماند سپید پیکری
تیره شد آب اختران ز آتش روز و میکند
بر درجات خط جام آب چو آتش اختری
چرخ کبود جامه بین ریخته اشکها ز رخ
تا تو ز جرعه بر زمین جامهٔ عید گستری
آن می و جام بین بهم گوئی دست شعبده
کرده ز سیم ده دهی صرهٔ زر شش سری
در کف ساقی از قدح حقهٔ لعل آتشی
در گلوی قدح ز کف رشتهٔ عقد عنبری
ساقی بزم چون پری جام به کف چو آینه
او نرمد ز جام اگر ز آینه میرمد پری
در کف آهوان بزم آب رز است و گاو زر
آتش موسوی است آن در بر گاو سامری
از قطرات جرعهها ژالهٔ زرد ریخته
یافته چون رخ فلک پشت زمین مجدری
دختر آفتاب ده در تتق سپهر گون
گشته به زهرهٔ فلک حامله هم به دختری
کرده به جلوه کردنش باد مسیح مریمی
کرده به نقش بستنش نار خلیل آزری
مطرب سحرپیشه بین در صور هر آلتی
آتش و آب و باد و گل کرده بهم ز ساحری
بربط اعجمی صفت هشت زبانش در دهان
از سر زخمه ترجمان کرده به تازی و دری
نای عروسی از حبش ده ختنش به پیش و پس
تاج نهاده بر سرش از نی قند عسکری
چنگ برهنه فرق را پای پلاس پوش بین
خشک رگی کشیده خون ناله کنان ز لاغری
دست رباب و سر یکی بسته به ده رسن گلو
زیر خزینهٔ شکم کاسهٔ سر ز مضطری
چنبر دف شکارگه ز آهو و گور و یوز و سگ
لیک به هیچ وقت ازو هیچ شکار نشکری
روز رسید و محرمان عید کنند زین سبب
روز چو محرمان زند لاف سپید چادری
در عرفات بختیان بادیه کرده پیسپر
ما و تو بسپریم هم بادیهٔ قلندری
در عرفات عاشقان بختی بیخبر توئی
کز همه بارکشتری وز همه بیخبرتری
دی به نماز دیگری موقف اگر تمام شد
چون تو صبوح کردهای مرد نماز دیگری
ور سوی مشعر الحرام آمدهاند محرمان
محرم می شویم ما میکده کرده مشعری
ور به منی خورد زمین خون حلال جانوران
ما بخوریم خون رز تا نرسد به جانوری
هر که کبوتری کشد هم به ثواب در رسد
خیز و ببر گلوی دل، کو کندت کبوتری
سنگ فشان کنند خلق از پی دین به جمره در
ما همه جان فشان کنیم از پی خم به می خوری
ور به طواف کعبهاند از سر پای سر زنان
ما و تو و طواق دیر از سر دل، نه سرسری
ور همه سنگ کعبه را بوسه زنند حاجیان
ما همه بوسه گه کنیم آن سر زلف سعتری
کوی مغان و ما و تو هر سر سنگ کعبهای
پای تو کرده زمزمی، دست تو کرده ساغری
طاعت ماست با گنه کز پی نام درخورد
روی سپید جامه را داغ سیاه گازری
کعبه به زاهدان رسد، دیر به ما سبو کشان
بخشش اصل دان همه، ما و تو از میان بری
زهد شما و فسق ما چون همه حکم داور است
داورتان خدای بس، اینهمه چیست داوری
گر حج و عمره کردهاند از در کعبه رهروان
ما حج و عمره میکنیم از در خسرو سری
خاطر خاقانی از آن کعبه شناس شد که او
در حرم خدایگان کرده به جان مجاوری
یا علی مدد![]()
![]()
![]()
![]()
فقط خدا![]()
![]()
![]()
![]()
جالب نیست که تنها دلیل هستی
فراموش شده؟
گاهی اوقات توی یه روز حتی یکبار
هم بهش فکر نمیکنیم!!!
خیلی عجیبه.
نه!؟!؟!؟!؟!؟!؟
یا علی
نمیدونم چرا اصلا حوصله ی نوشتن رو ندارم. پس فعلا سرتونو درد نمی آرم.
التماس دعا.
یا علی مدد
خدایانمی توانم درک کنم که محمد دیگر در بین ما
نیست
محمد عزیز را هم پیش خودت بردی
واقعا که چه انتخابی داری احسنت به این انتخاب
شایسته ات.میدانم که بهترینها را پیش خودت
میبری.... وای به حال من
من در گناه غرق شدم
محمد جان شهادت مبارک
سلام ما را به تمام بزرگان برسان
پای مولا را به جای ما ببوس
رسم دوستی را بجا بیاور در روزی که هیچ کس بدادم
نمیرسد
ما را هم فراموش نکن
محمد عزیز هم از بین ما رفت
آری همان محمدی عاشق مولا علی(ع) بود
همان که همیشه آرزو داشت به کسانی که توانایی
درس خواندن را ندارند کمک کند
همان محمدی که خدایی بود و خدایی زیست و خدایی
رفت.
همیشه در خاطرمان هستی
مخصوصا وقتی ساز میزنیم
یا علی مدد
گذشته افتاده بنویسم. ولی الان وقت ندارم سرم
خیلی شلوغه..
یه واقعیت خیلی خیلی
عاشقانه
هم که مثل داستانه
رو می نویسم.چون واقعا تحت تاثیر اون قرار
گرفتم.
داستان یه پیر مرد که بعد از بیست و چند سال هنوز
هم
عاشقه
و ...
حتما خوشتون میاد
...
تا بعد
...
یا علی مدد![]()
در روزگارهاي قديم جزيره اي دور افتاده بود که همه
احساسات در آن زندگي مي کردند: شادي، غم، دانش
عشق و باقي
احساسات . روزي به همه آنها اعلام شد که جزيره در
حال غرق شدن است. بنابراين هر يک شروع به تعمير
قايقهايشان
کردند.
اما عشق تصميم گرفت که تا لحظه آخر در جزيره
بماند. زمانيکه ديگر چيزس از جزيره روي آب نمانده
بود عشق تصميم گرفت
تا براي نجات خود از ديگران کمک بخواهد. در همين
زمان او از ثروت با کشتي يا شکوهش در حال گذشتن
از آنجا بود کمک
خواست.
“ثروت، مرا هم با خود مي بري؟”
ثروت جواب داد:
“نه نمي توانم. مفدار زيادي طلا و نقره در اين قايق
هست. من هيچ جايي براي تو ندارم.”
عشق تصميم گرفت که از غرور که با قايقي زيبا در
حال رد شدن از جزيره بود کمک بخواهد.
“غرور لطفاً به من کمک کن.”
“نمي توانم عشق. تو خيس شده اي و ممکن است قايقم
را خراب کني.”
پس عشق از غم که در همان نزديکي بود درخواست
کمک کرد.
“غم لطفاً مرا با خود ببر.”
“آه عشق. آنقدر ناراحتم که دلم مي خواهد تنها باشم.”
شادي هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غرق در
خوشحالي بود که اصلاً متوجه عشق نشد.
ناگهان صدايي شنيد:
” بيا اينجا عشق. من تو را با خود مي برم.”
صداي يک بزرگتر بود. عشق آنقدر خوشحال شد که
حتي فراموش کرد اسم ناجي خود را بپرسد. هنگاميکه
به خشکي رسيدند
ناجي به راه خود رفت.
عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجي خود
مديون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود
پرسيد:
” چه کسي به من کمک کرد؟”
دانش جواب داد: “او زمان بود.”
“زمان؟ اما چرا به من کمک کرد؟”
دانش لبخندي زد و با دانايي جواب داد که:
“چون تنها زمان بزرگي عشق را درک مي کند.”
تنها عشق است که پایدار است...
یا علی مدد
پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب
احتياج داشته باشي اولين نفري هستم كه
ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت
كنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم
تا اينكه يك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر
خوب نبود..نياز فوري به قلب داشت..از
پسر خبري نبود..دختر با خودش
ميگفت :ميدوني كه من هيچوقت
نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر
من خودتو فدا كني..ولي اين بود اون
حرفات..حتي براي ديدنم هم نيومدي…
شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام
گريست و ديگر چيزي نفهميد…
چشمانش را باز كرد..دكتر بالاي سرش
بود.به دكتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دكتر
گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت
انجام شده.شما بايد استراحت
كنيد..درضمن اين نامه براي شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي
پاكت ديده نميشد. بازش كرد و درون آن
چنين نوشته شده بود:
سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني
من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت
نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم
اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت
بدم..پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام
بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.
(عاشقتم تا بينهايت)
دختر نميتوانست باور كند..اون اين كارو
كرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا كرد و قطره هاي
اشك روي صورتش جاري شد..و به خودش
گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور
نكردم؟؟!!!...
عاشقا نظر بزارن
یا علی مدد
فروردین
احساس شادابی می کنید.نسبت به ماههای پیش پرانرژی تر شده اید! اگر عادت بدی مثل پرخوری و یا سیگار دارید و به فکر ترک آن هستید هرچه زودتر اقدام کنید. هیچ وقت برای بهتر شدن دیر نیست. هرگز خودتان را سرزنش نکنید. برنامه خود را برای 6 ماه آینده بنویسید .قبل از اینکه به فکر خرید بزرگی بیفتید، به میزان بودجه خود توجه کنید
اردیبهشت
خلاقیت، جذابیت و قدرت رهبری شما بیش از پیش خواهد شد. اگر سفری در پیش دارید، حتما بروید چون 6 ماه آینده برایتان فوق العاده شلوغ خواهد بود. سعی کنید از فرصتها استفاده کنید. این هفته در امور تجاری موفق خواهید بود. مراقب باشید که با چه کسی مشورت می کنید؟! رقبا چشم انتظار شما هستند. اگر نیازهای دیگران را بر خود مقدم بدانید، مطمئن باشید زودتر به خواسته هایتان دست می یابید. اگر برای دیگران کاری نکنید، برای خودتان نیز بی فایده خواهید شد
خرداد
اگر مجرد هستید ، با شخصی که تصمیم به ازدواج دارید نردیکتر خواهید شد ! اگر قصد جابجایی و تغییر و تحول دارید، شش ماه آینده بهترین زمان برای شماست. مشکلات مالی شما رو به بهبود میرود. باید برای آینده سرمایه گذاری کنید، حتی میتوانید با مبلغ کم شروع کنید
تیر
تصمیم گیری مهمی در این هفته خواهید داشت. برای انجام هر کاری خیلی دست دست می کنید، تا حدی که دیگران را کلافه کرده اید. شما باید بیشتر به الهامات درون خود اعتماد کنید. باید لیستی از بایدها و نبایدها برای خود تهیه کنید. اگر قصد جابجایی دارید، باید محل سکونت مناسبی را بیابید و در شش ماه آینده به این کار رسیدگی بیشتری کنید. راههای بیشتری برای ارتباط با افراد اطراف خود پیدا کنید
مرداد
از شش ماه پیش دچار مشکل مالی شده اید. خیلی از مردادی ها ، پس از پرداخت اقساط ماهانه نمی دانند سر بقیه پولها چه بلایی خواهد آمد؟ سعی کنید باز هم از هزینه ها کم کنید. با قدرت رهبری و استعدادی که دارید، خیلی زمان زیادی طول نخواهد کشید که به قدرت مالی خوبی دست پیدا کنید
شهریور
آماده پرش باشید ! انرژی زیادی به سمت شما در حال حرکت است . انگیزه بیشتری در خود احساس می کنید . بیشتر عمل کنید، حرف نزنید! از ابتدای سال کمی بی صبر و تحمل شده اید. کارهای تیمی شما را از دیدگاه قوی که دارید، دور می کند. کمی خودخواه باشید و بدون تیم کارهای را که فکر می کنید درست هستند انجام دهید
مهر
سال گذشته تجربیات بدی را پشت سر گذاشتید، حالا خود را سرزنش می کنید! دوباره اوضاع برایتان کمی پیچیده و آشفته شده است. باید بیشتر به فکر سلامتی خود باشید. شش ماه آینده دوران بحرانی پیشرفت شما خواهد بود
آبان
یک تلاش تیمی ، این هفته برایتان خوش آیند خواهد بود. شما و هم گروهی ها شما سخت برای اهداف عالی و روشنفکرانه تلاش می کنید. کشمکش ها بیشتر برای ایجاد راه حل خواهد بود. هر کس که در گذشته شما را دست کم گرفته بود، حالا به اشتباه خود پی خواهد برد. در نظر دیگران، برای موفقیت های خود فروتن باشید
آذر
سال گذشته سخت کار کردید. نتیجه تلاش های شما چه در منزل و محل کار امسال به شما باز می گردد. اگر به دنبال پس انداز پولتان هستید، حتما روش مناسبی اتخاذ کنید. در خیلی از کارها میتوانید تفویض اختیار کنید. چه در کارهای منزل و چه در کارهای اداری میتوانید این کارها را به شخص دیگری بسپارید و مهارتهای مدیریتی خود را بالا ببرید. وقت طلاست و شما باید از سلامتی خود استفاده کنید، بیشتر آب میوه و غذای سالم استفاده کنید و به فکر سلامتی خود باشید
دی
برای تصمیم گیری آینده، به هیچ وجه امروز و فردا نکنید. دقیقا نمی دانید چه کار باید بکنید؟ سوالها کم کم خود به جواب نزدیک میشوند. می خواهید با شخصی که از شما دور است روابط را پایه گذاری کنید. فاصله ها، علاقه را بیشتر می کنند، پس در روابط عاشقانه خود کمی هم فاصله ایجاد کنید. برنامه ریزی را شروع کنید. قبل از پیشنهاد ازدواج و یا شروع زندگی مشترک، بیشتر با خود فکر کنید
بهمن
در روابط عاطفی خیلی بیشتر از پیش به هم نزدیک میشوید. تا چند ماه آینده احساس می کنید که دل کندن از این شخص برایتان واقعا سخت شده است. احساساتی مثل حسادت، حس مالکیت شما را آزار می دهند با این وجود به زودی گرما و صداقت بیشتری در این رابطه عاطفی ایجاد خواهد شد. یک خصوصیت غیربارز شما به زودی خودش را نشان خواهد داد. به جای استدلال زیاد، کمی هم به درون خود گوش کنید
اسفند
موقعیتی به حساس ترین نقطه خود می رسد و شما باید با صبوری این سختی ها را پشت سر بگذارید. به زودی، استرس ها از بین می روند. مجردها، بیشتر باید به فکر ازدواج باشند. زحمتهایی که کشیدید ، چند ماه آینده به ثمر می نشیند. اگر در روابط با شخصی دچار مشکل شده اید، باید هرچه زودتر این مشکل را حل کنید.
قربونتون برم فقط اکه صلاح دونستین یه نظری هم بذارین.
یا علی مدد